Within The Abyss در ژرفاي مغاك Marduk Album: Here's No Peace Original Genre: Black Metal Stylistic: Blackened Death Metal Arise thy evil soul روح شيطاني ات قيام كرده است انسان هاي فاني پايان نزديك است... چيزي تا قيام پيشينيان نمانده است Mortals dwell in fear فنا پذيران در ترس و وحشت به سر ميبرند Ripped up from the grave و همين جا گرد آوري ميشوند. Kingdom of the dark سلطنت تاريكي كه ارواح ما را قدرتمند ساخته است It's floating in our blood در خون ما شناور است. The words of unholiness Arise thy evil soul روح شيطاني ات قيام كرده است انسان هاي فاني پايان نزديك است... Dead walks from their graves Never will die همگي از ژرفاي مغاك Incense fills the cave بوي معطري تمام غارها را ميپوشاند Where the Sabbath is held جايي كه يكشنبه (روز عبادت) وجود دارد شما تنها شهوت را در هوا احساس ميكنيد. The smell of death We all know what's to come ما همگي به خوبي ميدانيم كه چه چيزي ظهور خواهد كرد جادوگري پست فرزند شيطان. Day of doom, suffocation روز رستاخيز اختناق زماني كه تاريكي خورشيد را فرا خواهد گرفت (زماني كه روح در چمبره مغاك فرو خواهد رفت...) دانلود دو اينترو فوق العاده از همين بند جهت آشنايي با حال و هواي جهت گيرانه بند هاي بلك متال پيشتاز در دهه 90. Appearance Of Spirits Of Darkness بند ماردوك را همگي به خوبي ميشناسيم. اما تا كنون در اشعار اين بند تفكر كرده ايد؟
Mortals end is near
Rise of the ancients are coming
The gathering is here
زيرا گورهايشان شكافته خواهد شد
That has made our souls so strong
جملات نامقدس
Mortals end is near
The gathering is here
اجساد از قبور خود جدا گشته و بر روي خاك قدم مينهند.
All within the abyss
هرگز مرگ را نميپذيرند
You can feel the lust in the air
بوي مرگ
The warlock - Satan's son
The time has come to darkend the sun 
+ نگاشته شده در نقطه صفر ادبيات به قلم Marquis.Manson |
دومين آلبوم از يك بند بلك متال نروژي به نام Immortal ايمورتال
يك سند با ارزش در دنياي تاريكي ها به حساب ميآيد كه داراي لايه هاي فلسفي و زيبايي هاي غير قابل انكاري از طبيعت و انسانيت ميباشد. تماتيك و زمينه اصلي اشعار در اين آلبوم در بيشتر موارد به زيبايي هاي نفس گير طبيعت بكر،برف و زمستان هاي فوق العاده نروژ اشاره دارد كه به همراه گيتار و ووكال بلك در همان دقايق آغازين يا اينترو آلبوم كشتاري فجيع در ذهن و ضمير نا خودآگاه آدمي به راه مي اندازد. تاريخ انتشار آلبوم 1993 ميباشد كه البته شايد براي نوشتن اين Review كوتاه از قلم من كمي نا متعارف و تكراري باشد اما اي خونندگان عزيز ديدگاه ها متفاوت است. گرچه من هم به طور كامل نميتونم حس خودم رو از گوش دادن به ترك هاي اين آلبوم بيان كنم ... ALBUM: Pure Holocaust قتل عام مطلق BAND: IMMORTAL 1993 Norway. Lyrics By: Abbath A Sign For The Norse Hordes To Ride اين علامتی است براي اهالي اسکانديناوي درهنگام نقل مکان (در زمان جنگ) Gathering The Horde On The Mountainside رمه هاي انساني (قبايل انساني) در كنار كوهستان گرد هم مي آيند Awaiting The Morning Bestial Sunrise آنان منتظر صبح و طلوع وحشيانه خورشيداند Diabolic Seven Winds Of Hate هفت باد اهریمنی از نفرت Breathe In The Chasm Of The Realms در اين شکاف از قلمرو نفس بکش In Clouds Above Horizon Grey در ابرهاي خاکستري افق A Throne Of Ice تختی یخی Watching Silently With A Warriors Eye ارام و بي صدا نگاه مي کند همراه با چشماني مشتاق براي جنگ Winds Of Destruction Fills Our Hearth With joy يک باد تخريب کننده قلبهاي ما را سرشار خواهد کرد از خوشحالي Portals To War Lay Before Us دروازه جنگ قبل از ما نابود شده است Fog In The Distance Is All I See همه اي چيزي که من در دور دستها مي بينم مه است Born Of The Blackening Sky Of Blashyrk متولد شده در زير اسمانی ظلمانی A Ravens Claws Lifted Towards The Sky کلاغها با چنگالهايشان ان را به سوي اسمان مي برند (Is A Sign For The Norse Hordes To Ride اين علامتی است براي اهالي اسکانديناوي درهنگام نقل مکان (در زمان جنگ) Is The Way For Our Enemies To Die اين يک راهي است براي اينکه دشمنانمان بميرند اين آهنگ آخرين ترك اين آلبوم و به همان نام آلبوم هم ميباشد. پی نوشت : گروه Black Metal نروژی Immortal در سال 1990 توسط Abbath (بیس، وکال) و Demonaz (گیتار) پایه گذاری شد. گروه پیش تر در سال 1989به طور غیر رسمی با نام "Amputation" فعالیت می کرد. تمام فکر، ایده و تصور کلی حاکم بر گروه، بر مبنای کلمه ی Blashyrkh پایه گذاری شده بود. Blashyrkh نام سرزمین های مقدس و خاصی بود که Demonaz و Abbath هنگامی که در بیابانهای اطراف اقامت گاهشان در Os راه می رفتند در ذهن خود بنیان نهادند! در واقع Blashyrkh قلمروی افسانه ای برای شیاطین بود با سرشت و طبیعتی شوم و ترسناک. سرزمینی سرد با کولاک های شمالی... ترکیب گروه شامل دو نفر دیگر نیز می شد، یعنی Armagedda (درامز) و Jørn (گیتار). Immortal هم از لحاظ موسیقیایی و هم از لحاظ ظاهری از باندهایی همچون Celtic Frost, Bathory و Venom الهام گرفته بود. پي نوشت ۲: پيشنهاد موسيقي: بارها موسيقي اين بند رو پيشنهاد كردم. Band: Katatonia Genre: Melancholic Dark doom & Gothic /Dark Metal Origin:Sweden براي سبك اين بند، گوتيك متال (در تعداد اندكي آلبوم) در كنار دارك، كه همان تم اشعار فلسفي اين بند سوئدي ميباشد... VIVA LA DARKNESS
+ نگاشته شده در نقطه صفر ادبيات به قلم Marquis.Manson |
: Dead) Per Yngve Ohlin) وي متولد 16 ژانويه 1969 از استكهلم سوئد ميباشد. يك خواننده بلك متال موفق بوده ، كه طرفداران متال، وي را بيشتر بخاطر همكاري با گروه Mayhem به ياد دارند. در مورد شخصيت ظاهري و اعمال و رفتار اوهلين در زمان حيات وي گفتني ها بسيار زياد است اما همكاران وي در گروه ميهم كلا وي را فردي عجيب و درونگرا توصيف كرده اند. Hellhammer يكي از اعضاي سرشناس گروه و صحنه بلك متال جهاني ،وي را فردي غريب، دست نيافتني افسرده، ماليخوليايي و تاريك توصيف كرده است. وي چهره خود را مانند مردگان آرايش مينمود و لباس هايي مناسب اين پرفورمانس ميپوشيد. هل هامر در جايي اضافه ميكند كه اوهلين اولين بلك متالري بود كه آرايشي مانند مردگان داشت و او را به ياد دارم كه چند شب قبل از شروع كنسرت ها لباس هاي خود را در خاك دفن مينموده مينمود تا شروع به پوسيدن كنند و بوي قبر به خود بگيرند.و دوباره آنها را شب كنسرت از خاك بيرون مياورده و ميپوشيده تا به گريم مورد نظر خود به خوبي دست پيدا كند. Hellhammer: او بر روي صحنه مرده اي متحرك بود. زماني به ياد دارم او از ما درخواست كرد كه خود وي را هم دفن كنيم تا پوستش بيرنگ و گنديده شود!!! اوهلين هنگام اكثر اجراهاي خود در كنسرت ها بدن خود را با چاقوهاي شكاري وخرده هاي شيشه ميبريد و هيچ توجهي هم به عكس العمل هاي مردم نمينمود. در سال 1990 اعضاي گروه ميهم به كلبه جنگلي اي نزديكي هاي اوسلو نقل مكان ميكنند. درگيري هاي وي با آرسث Aarseth ديگر عضو گروه بالا ميگرفت و حالت روحي و جسمي او رو به وخامت و زوال مينمود. سرانجام در هشتم آوريل 1991 اوهلين دست به خودكشي اي دردناك ميزند . جسد وي را آرسث در حالي كه رگ هاي دستش را پاره كرده و سرش را با شات گان شكاري متلاشي كرده بود مييابد. تمام اهالي صحنه موسيقي متال به خصوص بلك انتحار اوهلين را نقطه عطفي بر اين ژانر ميدانند و به گفته نكرو بوتچر Necrobutcher خودكشي اوهلين مردم را به خوبي با موسيقي بلك متال آشنا كرد . قابل ذكر است كه اين هنرمند با گروه Morbid هم همكاري داشته تا استعداد عجيب و تاريك خود را بر صحنه دث متال هم آشكار سازد. اين است غروب قلب هاي سياه و تاريك. يادشان تا ابد در ذهن و جسم ما. VIVA LA DARKNESS


+ نگاشته شده در نقطه صفر ادبيات به قلم Marquis.Manson |
سر در گريبان غم فرو برده اند ، مردان هيزم شكن خونابه از چشمانشان سرازير چون باريكه رودي از گناهان آدم اينجا جنگل بكر غصه هاي روشنفكران است اينجا گرگ ها سر مستانه گوشت يكديگر ميخورند اينجا گلويت را ميفشارند،جيبهايت را خالي ميكنند و در گوش ات ميخوانند كه: دنيا را به اهلش واگذار اينجا مرد هيزم شكني است كه تمام غصه دنيا در چشمانش هبوط كرده او لرد تاريكي هاست ( خداي تاريكي ها) او نشاني از پدر خود، آدم ندارد... جيبهايش مالامال از ريگ هاي ساحل بي انتهاي اندوه است سينه اش مالامال از درد غربت و تنهايي برق چشمان سياهش چون خنجري سينه سگ ها را ميدرد البسه تيره اش در سايه هاي شب چون ردپاي گرگها در مه گم ميشوند در دستانش تبر هولناكي لزج از خون قربانيان هر جنبنده اي را به هراس دردناكي دچار ميسازد جيغ هاي خوفناكي سر ميدهد و دستان پينه بسته اش را به آسمان خاكستري جنگل زير سايه درختان سرو متصل ميسازد اشك هاي درشت در وراي ريش هاي پر پشتش ناپديد ميشوند و همچنان اين آواي غمناك مانند صداي طبل ها و آواز كلاغان دوباره طنين انداز ميشود و بدنه جنگل ميلرزد... آسمان شروع به بارش ميكند و گويي گناهان انسان تمامي ندارد، زيرا خون از تنه درختان كنار آن مرد سرازير ميشود و آواي سوزناك جيغ نوزاد انساني در اتمسفر آنجا جاري ميگردد اينجا غروب قلب هاي سياه است... Dawn Of The Black Hearts MARQUIS.MANSON
+ نگاشته شده در نقطه صفر ادبيات به قلم Marquis.Manson |
این یک تصمیم
بین رستگاری و رهایی است. بین ملکوت نجاست و دنیای قداست, حرفهای بی پرده ی خجالت, در اوج هم آغوشی با فرشتگان مرگ. یک لذت مقدس شهوانی بر فراز ابرهای بهشت درون, یک امپراطوری درون, یک فرمانروایی بی ریا, مگر آنکه عقل منفور آدمی نپذیرد زندگانی شخصی یعنی چه! از سکوت لذت ببر...این مسیح شخصی توست...
+ نگاشته شده در نقطه صفر ادبيات به قلم Hardcore Liberal In Hell |